از من پرسید عاشق شدی تاحالا؟

گفتم همین الانم که جلو روت وایسادم عاشقم!

پرسید عاشقه کی؟!

گفتم عاشق یه زن!

پرسید یه زن؟! یعنی چی؟!

گفتم یه زن که شوهر داره، بچه داره!

با ناراحتی پرسید نمیشه که آخه؟!

گفتم، چرا که نمیشه؟! خوبم میشه، خیلی هم عشقمون عمیقه، هیچ وقتم از عشقش فارق نمیشم...  همیشه هم اندازهء جونمون همدیگرو دوست داریم!

دوباره پرسید اون کیه؟!

گفتم مادرمه!

/ 13 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الناز

خیلی قشنگ بود...

زینب

دکور عوض کردی مهندس! خیلی قشنگ بود هم دکور، هم متن

حمید

مهندس چقدر اینجا قشنگ شده آفرین تبریک میگم

زویا

من یاد رفتتتتتتتتتتت بگگگگگم خووووووووووووووووو :(:(:( نمیدونسم میشه ایجااااااممممم تبریک گفت :( .... :دی:دی:دی مبارررررکه دیزاینه جدیدددددددد :):)

panorama

عااااااااااااااااااااااالی بود! چه پسری داره این مامان!!! دیزاین جدید هم مبارک

دوست من

[لبخند][قلب][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][بغل][ماچ]

دوست من

[گل] راستی تنوع جالبی به وبت دادی رنگ زمینه و موقعیت این انسان با رسم این زمونه ..........................یه جورایی جوره [چشمک] خسته نباشی [گل]

غزال

مادر........چه وازه قشنگی چقد دلم واسش تنگ شده.حیف که هیچوقت نتونستنم کنارش باشمو تو بغلش گریه کنم

desiderio

دیوانه نمی گوید دوستت دارم دیوانه می رود تمام دوست داشتن را به هر جان کندنی جمع می کند از هر دری می زند زیر بغل می ریزد پای کسی که قرار نیست بفهمد دوستش دارد