شب و روز دويدم ز شب و روز بريدم از اين چرخ بپرسيد که چون ميغ بجستم

صدای گنگی در هنجره های نا موزون من در گردش است که نمی دانم از کجای اين هستی به سروقت ذهن ناکجای من آمده... لختی و بی احساسی آرزو ميکند تا لحظه ای بی خاطره به فردايی بيانديشد که نه امروزش و نه ديروزش پاسخ بيداری های هر لحظه را ميدهند... سرمای اوستخانهای پوک هوس... ديدن گرگهايی که لباس سفيد داشتند و موی سياهشان از پس چشمهای قرمز پديدار بود...

سرم گنگ شده...انگشتام حس نداره...گوشمو باد گرفته... رو مبل دراز کشيده بودم و دستم آويزون کردم... بعد از يکی دو دقيقه احساس کردم پوست دستم داره چيزای جديدی حس ميکنه...نگاه کردم ديدم دستم رفته تو بشقاب کيک... چشمام از بس تار ميديد گفتم شايد اشباه ميکنم...ديشب سخت ترين شب زندگی بود...جدی جدی به فکر وصيت نامه افتاده بودم...پاهام بی قرارم کرده بود...تو يه دنيای ديگه بودم...افکارم شده بود مثل تکنولوژی اربابهای سال ۲۰۲۰ خيس عرق بودم ولی اونقدر ميلرزيدم که صدای جير جير پايه های تختم گوش زمين و کر کرده بود...فضای اتاقم يه رنگی شده بود...صورتی مايل به سبز...يه چيزی تو همين مايه ها...

هرچه ديدم در اين زمان همه را به يک تير پنداشتند

تو محل کارم اونقدر حالم بود که اون کاپشن گنده هرو پوشيدم وسرمو گذشتم رو ميز...خيلی اوضاع به هم ريخته ای داره اين کلهء دربه داغون...جمعه با همکارام نشسته بوديم و حرف ميزديم...دو تاشون در مورد دقيقا يک سال قبل صحبت ميکردن..ميگفتن دقيقا همين امروز بود که رفته بوديم فلان جا...فکر کردم من پارسال دقيقا چنين روزی کجا بودم...فکر کنم پارک لاله بودم...شايدم...شايدم...از پارسال هيچی يادم نمياد...فقط يه فضای مه آلود...يه فضای دوست داشتنی که ازاش خاطرهء گنگ زياد دارم...

وای که مخم ديگه جون نداره.... هرچی ميگم ميخوام تنها باشم بازم ميان و در ميزنن...ميگم بابا ولم کنين درو از جا کندين نامردا...ولی حاليشون نميشه که نميشه...خدايا به داد من برس...

گوشم داره کر ميشه... بعضی از صداهارو کج و ماوج ميشنوم... ديونه شدم انگار...حواس پنج گانمو دادم جاش موتور گازی خريدم... چرا آدما انقدر زود تاثير پذيرن؟؟؟

هنوز سه ماه نشده که حالت چشم و کشيدگيه پوست صورتش شده مثل غريبه هايی که ميبينم و دلم ميگيره...

تازگيا مد شده هرکس کارای وحشتناک بکنه مهم تره... يکيشون چند روز پيشا اومده بود دفتر ما...دختر بود!  فکرکنم ۱۶-۱۷ سالش بود... ديدم يه جور خاصی حرف ميزنه...خيلی هم مثل لاتو لوتا حرف ميزد...بعد از چند دقيقه فهميدم زبونشو از وسط بريده که مثل زبون مار بشه...وقتی ازش پرسيدم گفت تازه ميخوام تو لب پايينيم يه عقرب فلزی بزارم...

يکی ميمرد از درد بينوايی...اون يکی ميگفت آقا زردک ميخواهی؟؟؟  

يادمه يه زمانی خيلی از چيزايی که ميديدم تو افکار مردمه برام غير قابل لمس بود...ولی الان يه جورايی خود آدمام برام غير قابل لمسن...مخم درد گرفته ... فقط ميدونم که اگه خجالت بکشی سه سوت ميخورنت...نگاهت بايد به همه جا باشه چون ممکنه  تو باک بنزين ماشينت کبريت بندازن...بايد اونقدر محکم باشی تا به ذهن هيچ کس نرسه که  يه روزی بگی باشه...

بخوان علی را که مظهر کلمات عجيبه است...تا ياری کننده تو در تمام مشکلات باشد...اين بنده ناچيز پيوسته بخدا نيازمنداست... و من در تمام امور به او متوسل و تکيه کرده ام...و امور آينده و گذشته ام را در زير لطف سايه خدا گذارده و ميگذارم... و برای رفع و دفع هر ناراحتی خدايا ترا ميخوانم تا مشکل حل و مسائل روشن شود...قسم به بزرگيت ای خدا قسم به پيامبريت ای محمد(ص) و بولايت تو ای علی(ع) ای علی(ع) ای علی(ع)...مرا درياب به حق لطف پنهانت...خدا بزرکتر از آنست که توصيف شود...و من از شر دشمنانت بيزاری ميجويم...خدای بی نياز .  بی نياز کنندهء من است...و من از سوی تو مدد و ياری ميشوم و برتو اعتماد دارم...بحق ايک نعبد و اياک نستعين...ای پدر ياری گران مرا ياری نما و بفريادم رس...

علی يارت....سبز باشی...منو دعا کن! 

/ 6 نظر / 7 بازدید
sara

سلام تو تنهايی ما هيچ کی جز خودمون نيست!

دختر خلیج

ااااااااااههه.ميخواستم اول شم نشد ديگه !!! ايام به کامت... دلت دريايی حووون ... بای

سار...........................

ديگه وقتی آخره مطلبت اين دعا رو مينويسی نميشه چيزی نوشت.فقط هی آدم دوست داره اين تيکه آخرو بخونه.هی تکرار کنه.تکرار کنه.تکرار.......................راستی قرار بود برای یکی این دعا رو بخونی.خوندی یا نه؟

porchoneh

ای وای !!! تو که حالت داشت خوب می شد!!! بايد عاملهای مخرب و از ريشه بکنی تا ا اين بدتر نشده..........

***

paeez, mazrae, zardiye gandomzar, matarsak midoonest ta vaghti ke hast kalagha az gorosnegi mimiran, farda matarsak khodesho koshte bood, oon taze kalagharo fahmide bood........ adama mese panjare roobe rooye ham hastan. harchi too soorate harki didi , yadet bashe, tasvire khodete. dari manzareye khodeto, too ghabe panjareha did mizani. age zibayi didi khodeti. age didi adama ye joorayi kajo kole hastan az khodet bepors, kojaye to kaje? age fekr mikoni oftade vasate ye sari adame bi maram ! fekr kon, oon adama kodoom bakhsh az shakhsiyate to hastan? faghat sayeto bokon ke khodet bashi.......na oon tasviri ke digaran az to sakhtan! bozorgtarin hediye khoda be mano to emkane taghyir kardane......be taarif etemad nakonpanjareha ye neshoonan, ye marze oboor....ye tariche baraye tamasha,,,,,,yadet bashe panjareha baraye cheshmaye nabina hamishe bastan,,,,,,,,,forsat baraye boodan hamin alane. omidvaram raheto peyda koni<<<<<>>>>>>>