اون دو نفر با هم خیلی خوب بودن، به هم عشق میورزیدن، لحظات خوبی با هم داشتن...

با هم زیاد صحبت میکردن، تو چشمای هم زیاد نگاه میکردن...

از گفتن دوستت دارمها برای هم دریغ نمیکردن، مرتب به هم اطمینان از همیشه بودن در کنار هم میدادن...

هر بار که همدیگرو ملاقات میکردن بهترین لحظات زندگی بود براشون...

اما هربار بعد از هر ملاقات وقتی از هم خداحافظی میکردن، یکیشون موبایلشو روشن میکرد و اون یکی سیگارشو ...

 

/ 4 نظر / 5 بازدید
مریم

یادمان باشد که حرفی نزنیم که به کسی بربخورد من حرفی ندارم که بزنم هیچی هیچی هیچی

مریم

لحظه هایم از تو خستگی هایت از من شانه هایم کو ؟ بغلی برای گریه می خواهم .

m_toxic

نمیدونم چی بگم! .......