هر چند وقت یکبار که حوصله مون سر میره، میشینیم و دستمون و میزاریم زیر چونمنو میگیم:

خوب، حالا چی کار کنم که دلم باز شه؟!

بعد تصمیم میگیریم که بازی کنیم... تا هم، وقت بگذره... هم، سر گرم شیم!

چشم میزاریم و خودمون و قایم میکنیم... تا چند میشماریم و به خودمون میگیم برو قایم شو دارم میام...

بعد بلند میشیم و میریم دنبال خودمون میگردیم

شاید چند روز، شاید چند ماه، شاید چند سال... و ممکنه چندین قرن طول بکشه و ما هنوز خودمون و پیدا نکرده باشیم...

و  گاهی اونقدر این گشتن طولانی میشه که به کل یادمون میره فقط یه بازی بوده!

تا این که میشه روش زندگی و هنوز توی بازی هستیم.

به هر کس میرسیم که یه نشونه ای از ما داره تو وجودش

بهش گیر میدیم و میگیم تو منی...

و بیشتر ما هنوز دنبالِ من ِ خودمون میگردیم...

****************

جا مانده است چیزی جایی که هیچ گاه دیگر هیچ چیز جایش را پر نخواهد کرد نه موهای سیاه و نه دندانهای سفید

/ 26 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهـــــــــــــــــربان

سلام ..کجایییییییییییییییییییییی؟ چرا آپ نمی شیییییییییییییییییی

ستاره زندگی

هفتمین سالگرد تولـــــــد وبلاگت مبـــــــارک .... ×××××××××××××××××××××××××××××× [گل][گل][گل]

ص د ف

سلام ... وبلاگ قشنگی دارین بهتون تبریک می گم ... [گل]

زویــــا

این روزها اینجا عجیب دلتنگ کلمات ذهن زیبایت شده ... ... ... جانش به لب رسید ...! زنده اش کن ...!

پرنده آتش

:)

نـاز گـل

[دست]

الهام

سیلوم خوبی [نیشخند] اول چیزی که بگم تبریک می گم وبلاگ خیلی خوبی داری امیدوارم موفق باشی و خوشحال میشم به من هم سربزنی و نظرت و در مورد وبلاگم بگی