این چند روز انقدر اینجا بارون اومد که دیگه داشتم نگران زمین میشدم...

فکر و خیالم این بود که نکنه زمین بعد از این همه بارون سرما بخوره...

تا اینکه پریشب موقع خواب، پتوی خودم و برداشتم و انداختم روی زمین!

و الان با گذشت سه روز همچنان بارون میاد و من به خاطر سرما خوردگی سر کار نرفتم!

و من از حال زمین بی خبرم...

 

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ز و یــا

پسرک خسته از پرسه های شبانه در جنگل تنهایی خویش چه زیبا و چه آرام زیر سایبان تک درخت خیس و باران خورده خفته ... باران تا صبح صورت پسرک را نوازش کرد ... زمین گهواره ای شد برای پسرک با اینکه زمین محتاج گرمای وجود او بود ...

fafa

kheiliiii bahal bod

fafa

manzoreto motevajeh nashodam!?yani chi be manafe e u fek konam?!?chetor

fafa

ahaaaan.az on lahaz

نترس! یعنی واسه زمین نگران نباش! اون عاشقه!عاشق خیس شدن تو بارون[قلب] آخه بارون براش حامل بوسه هاییه که ابر براش فرستاده پس پتوت رو بهش نده بذار عاشق بمونه[فرشته]

پانوراما

نترس! یعنی واسه زمین نگران نباش! اون عاشقه!عاشق خیس شدن تو بارون[قلب] آخه بارون براش حامل بوسه هاییه که ابر براش فرستاده پس پتوت رو بهش نده بذار عاشق بمونه[فرشته]

گنجشک ریزه

قشنگ بود احساس همدردی عجیبی با زمینی که گفتی کردم دلنشین می نویسی

desiderio

زيبا...زيبا..زيبا....مثل هميشه

desiderio

آسمان تعطیل است بادها بیکارند ابر ها خشک و خسیس هق هق گریه ی خود را خوردند من دلم می خواهد دستمالی خیس روی پیشانی تبدار بیابان بکشم دستمالم را اما افسوس نان ماشینی در تصرف دارد ... ... ... آبروی ده ما را بردند !

desiderio

وقتي باران مي بارد زمين مغرور مي شود و به خودش مي بالد مي دانيد چرا ؟ چون فكر مي كند كههمه آدمها چتر گرفته اند تا زمين خيس نشود !!