در میان شوره زارها و شنزارهای وسیع
در میان سرزمین خشک غرور و هوس و حسرت
در میان موجی از گرمای طاقت فرسای شب
در میان جنب و جوش پرندگان غم
در میان دنیایی از تنهایی و غربت

تکه ای از زمین به نام آسمان سند خورده
تکه ای از آسمان بر زمین افتاده
تکه ای از خلوص باران بر دل زمین نشسته
روزنه ای از نور، در دل  شب افتاده
و به پهنای افق روشنی بخشیده

کوهی از زیبایی
کوهی از معجزه
کوهی از تفاوت

اینجا همه چیز بوی انسان میدهد
اینجا همه چیز رنگ خاک است
اینجا همه چیز از جنس آهن است

اما....
اما در میان این سرزمین
خانه ایست
خانه ای که مامن هر هراس و اضطرابیست
خانه ای که انگار سالهاست در گوشه ای از آن آب و نان میخوری
خانه ای که به نام اوست
خانه ای که به بلندای آسمان است
هرچه اطرافش میبینی وسعت سرزمین خدا برایت وسیع تر میشود
اینجا پر است از خدا
آنقدر خدا هست که چشمانت سیاهی میرود

اینجا منشا نور است
اینجا پلکانیست که تورا به معراج زلال خواهد برد
اینجا خانه اوست
او که میخواهی برایش روزها سفره دل به تمنا ببری
اینجا همان بهشتیست که در آن روزنه نعمت روزی به وفور یافت شده است

اینجا همه ء زمین
اینجا همهء آسمانست

آینجا خودت را میبینی
اینجا هرچه قدر که بگردی
چیزی نیست
جز یاد خدا
یک بغل آرامش
یک بغل گرمیه دستان خدا

در همین نقطه اوج
فهم هستی
فهم اینکه به کجا خواهیم رفت
فهم اینکه به چه حال آمده ایم
فهم مهربانیه او
فهم جریان این باغ بزرگ
همه چیز میفهمیم
همه چیز میبینیم

خانه دوست
همان خانه رویایه سهراب
همینجاست
همان خانه نور
همان خانه دوست
همان راه گشای دلها
همان
همان کعبه دل



/ 5 نظر / 5 بازدید
سعیده

دادش من ! تو مکه رفتنت چی بود ؟ تا آخر عمر تنهایی چرا اینقدر داد می زنی که تنهایی کی تنها نیست لطفا این پیام های همیشگیت رو عوض کن دلم برات تنگ شده افسوس که لیاقت نداری تو چی ؟ دلت تنگ شده ؟ چرا سراغی نمی گیری ؟ تا تنها نباشی؟

دخترخلیج

من از جریان تو بیخبرم ... چند بار هم پیگیری کردم اما انگار دوست نداشتی ... واسه همین منم بیخیال شدم گرچه هنوز سخت نگرانتم ...

دوست من

حال و هواي خوش و معطر مكه در وجودت گواراي جانت باد به قول نسيم بانو دمت گرم[گل][گل]

زویا

زیارت قبول ... :):):) یعنی میشه منم یه روز برم پیشه خدا ؟؟؟ آرزومه .... واسم دعا کن که منم بطلبه ....