حیف انسانمو میدانم تا همیشه تنهام

صدای سکوت گوشم و خراش ميده....!!
نویسنده : محمد علی - ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ خرداد ۱۳۸٢
 
سلام!!!

حالت چطوره؟؟؟من؟ ..منم خوبم مثل هميشه!!

الان داشتم فکر ميکردم....به اينکه..خب اگه من به جای محمد علی کس ديگری بودم چی ميشد؟؟؟؟
همين شرايط عينن اتفاق ميفتاد؟؟؟يعنی اصلا ربطی به وجود شخصی من داشت؟؟يا نه؟؟
فکر ميکنم اگه شرايط زندگيم فرق ميکرد اين علايق و خصوصيات من به همين شکل ميموند يا نه؟؟

......

امروز دلم پر.! نميدونم از کجا ولی خيلی دلم ميخواد حرف بزنم . خيلی حوصله ام سر رفته همش میرم تو اتاقم کتاب میخونم ولی زود اعصابم خورد ميشه چند بار خواستم طراحی کنم ولی ديدم حسشو ندارم هر يه ربع يه بار اومدم انلاين شدم ولی هيچ کس نبود

دلم گرفته است ! دلم عجيب گرفته است!
الان تازه ظهر جمعه است تا غروب چی ميشه خدا ميدونه......!!
کاش خدا هم می تونست با من حرف بزنه آخه خيلی سخته بشينی باهاش حرف بزنی ولی هيچ صدايی نشنوی ....من عاشق گوش دادنم

به اميد ديدارت تو اين صفحه

علی يارت

منو دعا کن......