حیف انسانمو میدانم تا همیشه تنهام

 
نویسنده : محمد علی - ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ آبان ۱۳۸٢
 

زيبا؟ زيبـــا؟؟ هوای حوصله ابريست!

چشمی از عشق ببخشايم

تا رود آفتاب بشويد دل تنگ مرا

زيبا؟ زيبـــا؟؟ هنوز عشق در حول حوش چشم تو ميچرخد

از من مگير چشم؛ دست مرا بگير کوچه های محبت را با من بگرد

يادم بده چگونه بخوانم تا عشق در تماميه دلها معنی شود

يادم بده چگونه نگاهت کنم که طريه بالايت در تند باد عشق نلرزد

زيبـــا؟ آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را احساس می کنم

آنگونه عاشقم که نيستان را يکجا هوای زمزمه دارم

آنگونه عاشقم که هر نفسم شعر است

زيبـــا؟؟ چشم تو شعر . چشم تو شاعر است

من دزد شعرهای تو هستم

زيبا؟ زيبـــا؟؟ کنار حوصله ام بنشين

بنشين مرا به شط غزل بنشان

بنشان مرا به منظره عشق

بنشان مرا به منظره باران

بنشان مرا به منظره رويش

من سبز ميشوم

زيبا؟ زيبـــا؟؟ ستاره های کلامت را در لحظه های ساکت عاشق بر من ببار

بر من ببار تا که برويم بهار وار

چشم از تو بود و عشق

بچرخانم بر حول اين مدار

زيبا؟ زيبــــــا؟؟؟ تمام حرف دلم اين است

من! عشق را به نام تو آغاز کردم

در هر کجای عشق که هستی آغاز کن مرا

اين برای اون دل آسمونيه...

علی يارت

...منو دعا کن