حیف انسانمو میدانم تا همیشه تنهام

از اون وری ببين حتما فرق وکوله...!!!!
نویسنده : محمد علی - ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ تیر ۱۳۸٢
 

سلام...چطوری؟؟؟؟؟ميدونم که خوبی ولی نمی دونم بعد از خوندن بلاگم چطوری می شی...!! البته ميشه از اين ديد نگاه کنی که منو ببينی تا به خودت اميد وار بشی يعنی بگي خدايا دمت گرم که ما رو مثل اين مملی خل و چل نکردی!!! ولی ديد های ديگه ای هم هست

ديد داريم تا ديد ..اصلا ديد چيز جالبیه خيلی شيرينو با حاله....زوايای مختلفی داره از هر طرف نگاش کنی يه جور ديده ميشه!..من هميشه دوست داشتم ديدمو عوض ميکردم يعنی جای ديدمو تغيير ميدادم..مثلا خودم و می ذاشتم جای ديگران...يا.......آخه ميدونی چيه؟ من فکر ميکنم که هميشه اون چيزی که ميبينی اونی نيست که میشه ديد..!!

من سعی ميکنم ديدم رو عوض کنم !!مثلا وقتی يه ماشين می بينم سعی ميکنم تو ذهنم بچرخونمش. سعی ميکنم از اون وری ببينمش يا اینکه حدس بزنم پشتش چه شکليه يا اون نماش چه جورياس!

هميشه بايد نسبت به همه چيز زاويه ديد رو عوض کنيم تا همه جوانب در نظر گرفته بشه ! نبايد يک بعدی باشيم به قول سهراب : روح من درجهت تازه اشيا جاريست..............

ميدونی که هر چيزی چند بعد فضايی داره. و ما فقط ميتونيم ۳ بعد از يک چيز رو ببينيم و بعضی مواقع هم ۲ بعد يا حتی ۱ بعد ولی فکرش و بکن چه قد با حال ميشه که بتونيم بيشتر از ۳ بعد ببينيم. مثلا زندگی رو ابعاد مختلفيش رو ببينيم که البته هر کس زندگی رو از يک يا چند بعد متفاوت ميبينه که به قول سهراب : زندگی بعد درخت است به چشم حشره........

تو چه بعد يا ابعادی رو مبينی؟؟ به نظر تو چند تا بعد داره؟؟؟....

آدما ميتونن نتيجه رو با ديدشون عوض کنن ميتونن چيز هايی رو ببينن که تا حالا نديدن!!

يادمه تو کتاب هنر سوم راهنماييم يه شکلی بود که می شد ۲ جور نگاش کرد که هر جورش يه چيزی بود...

بينم تا حالا خودتو از ابعاد مختلف ديدی؟؟؟

مثلا از نظر ظاهری...تا حالا وقتی تو خيابون راه میری شده که خودتو بزاری جای نفر پشت سريت تا ببينی از پشت چه شکلی به نظر ميرسی؟؟ اگه اين کارو بکنی معلومه که کارت درسته..

خب آخه ديد ۳ بعدی تو زندگی خيلی مهمه . مثلا يه جايشو  که الان تو ذهنمه...يه راننده خوب وقتی ميتونه موفق باشه که موقعه رانندگی بتونه ماشينشو از بالا نگاه کنه..تا بتونه راحت کنترلش کنه!

گفتم بالا..!

از بالا ديدن خيلی جذابه.....!!!

اگه ميتونی همين الان از جات پاشو و برو رو صندليت وايسو اتاق رو جور ديگه ميبينی..همه چيز رو زير نظر داری...همه چيز دمه دسته ؛ فکرشو بکن اگه زندگی رو از نوکه يه کوه ببينی چه قد جذاب ميشه!! تا حالا از بالای پارک جمشيديه شب تهرونو ديدی؟؟چه قدر زيباست ..نميدونم چرا از قديم گفتن که بلند نظر باشين حتما از بالا نگاه کردن خصوصيات ديگه ای هم داره که من نميدونم بايد از ديد ديگه ای هم به اين قضيه نگاه کنم تا ببينم چی ميتونه باشه

يه ديد ديگه هم داريم..يه چيزی تو مايه های مجسم کردن..يا پرواز با روح...سر زدن به جايی که اون لحظه توش نيستيم يا به دنيايی که تا حالا نديديم يا جايی که اصلا وجود نداره و ديد ذهن ما اونو ميافرينه....

مثلا فکرشو بکن من يه دامن گل گلی بپوشمو تو خيابون بالا پايين بپرمو جيغ بکشم.....عجب صحنه ای ميشه هـــــا!!! اين يه دنياييه که اصلا وجود نداره ولی منو تو همين الان رفتيم توشو اومديم بيرون(کلی هم جيغ و  داد کردم و تو هم مطمئن شدی که من خلم!!!)...اين همون مجسم کردنه..ديدی متفاوت!!!

بايد دنيا رو جور ديگه ببينم قطعا جنس مولکولهايی که من ميبينم با اونی که هست فرق وکوله!!

همين الان بايد پاشم ..برم عينکمو عوض کنم..چشمامو بشورم تا جوره ديگه ببينم..تو هم برو چشماتو بشور وقتی که شستی قبل از اينکه از سر جا نمازت بلند بشی بهش بگو اين محمد علی رو هم درياب..

علی يارت...منو دعا کن...