حیف انسانمو میدانم تا همیشه تنهام

آيينه..!!!!
نویسنده : محمد علی - ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ تیر ۱۳۸٢
 
نامه ای به يک آدم بی آيينه!!!

سلام..خوبی؟؟چطور مطوری؟؟؟؟

امشب يه چيزايی به کلم افتاده که ياد يه مطلبی هم که چند سال پيش تو يه روزنامه خوندم افتادم....
اول بگو حوصله.موصله داری يا نه؟؟!!
ببينم تا حالا شده به جای آيينه از آب استفاده کنی ؟ اينجوری ياده آدمای اوليه هم میفتی که هنوز کلاسشون به آيينه نميخورد . اون موقع ها آدما برای مرتب کردن سرو وضعشون راهی جز نگاه کردن توی برکه نداشتن . قصه نارسيس رو که شنيدی؟ نو جوونی که سالها پيش می ره کنار برکه عکس خودشو می بينه و عاشق خودش می شه و ديگه نمی تونه از جاش بلند شه و تبديل ميشه به گلی که امروز بهش ميگن نرگس . اما.....تا حالا شده که کسی توی آب نگاه کنه و عکس خودشو نبينه؟

ميشه!خاطره ایی که ما از جريان آب و آدم داريم . خيلی با قصه نارسيس فرق داره. شرط اول عاشقی اینه که آدم توی آب نگاه کنه و عکس خودشو نبينه . درست بر عکس نارسيس ! اين شايد سخت ترين کاری باشه که يه نفر ميتونه انجام بده . اين که خودش رو نبينه . اما اين فقط اولشه....آخرش اينه که توی آب نگاه کنی و عکس محبوبت رو ببينی!

ما در پياله عکس رخ يار ديده ايم

ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما

اون وقته که به اون آدم ميگن؛عارف؛سالک؛عاشق!!!
حالا اگه بجای آب بذاريم دل . عاشق کسيه که به جای تصوير خودش توی دلش فقط تصوير محبوبش رو ببينه . اين اتفاق هم فقط وقتی میفته که دل آدم آيينه باشه .
برای همينه که آيينه اين قدر برای ما ايرانیا با ارزشه و حتما بايد توی خونه هامون آيينه داشته باشيم . برای همينه که سر سفره عقد . سر سفره هفت سين . و توی خونه جديد که می خوايم بريم حتما بايد آيينه داشته باشيم و هميشه هم آيينه بايد کنار قرآن باشه . هوای آيينه های خونتون رو داشته باشين که خونه بی آيينه خونه نمی شه ها!!!
راستش یادمه یه جا خوندم اولين آيينه ها رو اسکندر ساخت که فلزی بوده . اگر از اين آيينه ها خوب مراقبت نمی شد . زنگ ميزدن(به قول یکی از دوستام میزنگیدن!!!) و مثل توی قصه ها زنگار می شدن . خيلی طول کشيد تا آدما آيينه هايی بسازن که ديگه زنگ نزنن . مثل....خونه های ايرانی که وسط حياط حتما بايد حوض می بود تا عکس آسمون بیفته توش...قالی های تو خونه هم آيينه باغ بودن . گل و بوته ها و نقشو نگار اش آدمو ياد باغ مینداخت . همون باغی که آيينه باغ بهشت بود . همون بهشت آسمونی .
پنجره های خونه های ايرانی رو هم قبلا قوسی و شبکه شبکه ميساختن که آيينه گنبد مينا ی جهان بودن .
خلاصش که هر چی توی اين خونه مونه های ایرانی هست نماد يه چيز معنويه توی اين خونه ها همه چيز بوی آسمون رو ميده ! و اين همون چيزی است که باعث تفاوت معماریای قديم و آرشيتکتای جديدی می شه . يکی خونه ميسازه . يکی ساختمون و اين ۲ تا خيلی با هم فرق دارن!!!
یه جور آيينه هم هست که بهش ميگن آيينه دق.....
اين دفعه خيلی حرف زدم حتما چند ديقه پيش همتون پنجرمو بستينو رفتين دنبال چت و مت و از اين جور حرفا ولی بقيشو يعنی آيينه دق رو دفعه ديگه ميگم حتما..قول ميدم
فردا پس فردا بياين سراغش....
علی يارت..منو دعا کن