حیف انسانمو میدانم تا همیشه تنهام

 
نویسنده : محمد علی - ساعت ٤:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٥
 

هر کجا ممکن است پرسه  بزنم...

در هر کجای عالم.... مثل یک روح سرگردان...

به دنبال تمام احساساتی که میتواند حق من باشد...

تو نیز هستی... هر کجا ممکن است باشیم...

اکسیژن در تمامی اوقات شبانه روز هست برای همه...

افکار وابسته به اکسیژن هستند...

افکار تنفسی عمیق در تمام لحظات دارند...

ما هستیم زیرا خداوند اجازه بودن داده است...

هر کجا ممکن است پرسه بزنم...

حتی  زمانی که هیچ کس نباشد..

ما انسانها مردگان اندیشه ای هستیم که در ابتدای زندگی آن را با دستان خود کشته ایم...

هر کجا ممکن است پرسه بزنم..

هم اکنون که در مشهد هستم... بوی لطف خداوند همه جا مشهود است...

غمها و شادی ها میان مردمی که اینجا هستند چه زایر چه ساکن یکسان است...

چون لطف خدا یکسان است...

***

بعد از چند سال دوباره اومدم مهمونی... این بار اصلا ناراحت نبودم..اصلا گریه نکردم...اصلا از امام رضا چیزی نخواستم...

فقط نشستم بالای سرش تا تونستم براش از این چند وقتی که نبودم اینجا حرف زدم... همینجوری تعریف کردم...از تمام چیزای که یاد گرفته ام... از تمام آدمایی که شناختم و نشناختم..

خبر دانشگاه و بهش دادم...

کلی هم ازش سوال کردم...

دفعه پیش با دکتر ارسطو اومده بودیم... خیلی یادش بخیر... یه دفعه که با هم اومدیم حرم حسابی برام حرف زد..خیلی حرفهای خصوصی...

هفته پیشم دم در دانشگاه دیدمش... ولی فرصت نشد صداش کنم و عرض ادب کنم...

خیلی ناراحت کننده هست... ولی داره جالب میشه دیگه...

چند روز پیش دکتر ارسطو هم فوت کرد... خدا رحمتش کنه!

با امام رضا حسابی در این موارد حرف زدم...

 سراغ ابراهیم و سامان رو هم ازش گرفتم...

 سامان هم پارسال همین موقعها فوت کرد...

امسال که چهار شنبه سوری تهران نبودم... ولی همش یاد آخرین باری که دیدمش افتادم...صداش تو گوشمه...

 ممد جون عزیزت صورتم طوریش شده؟؟؟؟

خدا رحمتش کنه...

ابراهیمم که جای خود داره... پیار سال بود فکر کنم از مشهد اومدن شمال پیش ما...

بی خیال...

کلا یه روز و نیم ما مشهدیم..فردا هم میایم تهران...ولی اندازه یک سال به من خوش گذشت...

مجلل ترین مهمونی ها هم انقدر آدم و سر حال نمیکنه...

ایشالا زنده باشم بیام زیارت دوباره...وقتی هم یه روز مردم امیدوارم اجازه داشته باشم بازم بیام زیارت...

برای تمام دوستام چه وبلاگ نویسان محترم چه دوستان اهل چت و برو بچه های دانشگاه و اقوام و آشنایان تا هر کجا که یادم بود اسمشونو تو ذهنم مرور کردم و سلامشونو  به امام رضا رسوندم...

خلاصه اگه جواب سلام شنیدین یاد ما هم باشین...

...هر کجا ممکن است پرسه بزنم...

سبز باشی...علی یارت...منو دعا کن!